سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
412
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )
معلوم است كه عوالم وجود در نظر آن برگزيدگان مكشوف است و اخبارى كه راجع بعالم قبر و برزخ و قيامت و غير اينها ميدهند و از روى كشف و شهود و بضميمه وحى است و تا چنين دانشى در آنان نباشد لايق وحى نميباشند نه اين است كه فقط از راه گوش و چشم استماع وحى نمايند يا رؤيت ملك كنند . چيزى كه هست فرق ديدن بدل و ديدن به چشم چشم دل راجع بامور عقلانى و كليات معنوى و موجودات مجرده نفوذ دارد لكن راجع بمحسوسات و موجودات جزئى مادى بايستى بتوسط آلات جسمانى ادراك شود ، زيرا كه خداوند براى ادراك هر نوعى از موجودات حاسهاى به انسان كرامت فرموده چشم دل مخصوص بامور معنوى و ادراك مجردات و عوالم ما فوق الطبيعه نفوذ دارد و چشم سر مخصوص باجسام طبيعيه و موجودات ماديه است و اگر چه به چشم دل نيز توان ماديات را ادراك نمود لكن بطور كلى و وجود سعى كه ادراك وجود جزئيات در ضمن كليات براى اهلش مكشوف و پديدار ميگردد نه بطور جزئى و خصوصيات فردى . پس شايد طلب رؤيت ابراهيم زنده شدن مردگان را اين بوده كه پس از آنكه بطريق كشف و عيان و وحى اطلاع از عوالم بعد از موت داشت چون راجع بامور مادّى و جسمانى بود و خصوصيات و كيفيات مادى را بايستى به چشم سر مشاهده نمود اين بود كه از پروردگار طلب رؤيت به چشم سر نمود . بعبارت واضحتر گوئيم اگر چه ابراهيم ( ع ) بمقتضاى عقل و قوه ملكوتى و بصيرت باطنى خود بچگونگى زنده شدن مردگان عالم بود لكن بمقتضاى قواى جسمانى و آرامش نفس حيوانى كه لازمه حيات جسمانى است ميل داشت آنچه را به چشم دل مشاهده مينمايد در مرتبه حس به چشم سر نيز مشاهده نمايد تا آنكه نفس شريفش راجع بمعاد جسمانى از هر دو جهت آرامش يابد اين بود كه در پاسخ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ گفت آرى ايمان دارم و لكن ميخواهم قلبم باعتبار قواى جسمانى نيز آرام گيرد ( و اللَّه العالم باسرار كلامه ) .